۱۳۹۰ تیر ۹, پنجشنبه

کشف یک حس غریزی

تمام بدنم داغ بود و من نمی فهمیدم چرا.ولی خیلی حس جالبی بود.دوستش داشتم و می خواستم ادامه داشته باشه.
امیر به خونه اومد.لبهامو مثل همیشه که از سر کار میومد بوسید.اما این بار من فرق داشتم.خون در تمام رگهام با سرعت در جریان بود.دلم میخواست یه کاری بکنم.اما نمیدونستم چه کاری...شایدم هم خیلی بیشتر خجالت میکشیدم.پس هیچ کاری نکردم.
شام خوردیم و به تخت رفتیم.لحظه شماری میکردم امیر باز هم مثل روزهای قبل بیاد کنارم و شروع به عشقبازی کنه.اومد.و من چه حال عجیبی داشتم.اولین باری بود که معنی تحریک شدن و تمایل رو میفهمیدم.و اولین باری بود که لباسم مدام خیس میشد.نمیدونم امیر فهمید یا نه.اون همیشه اینقدر مست عشقبازی میشد که فکر نمیکنم واکنشهای منو میدید. و البته که من هیچ واکنش بیرونی زیادی نداشتم.همش درونی بود
.به هرحال اون ارگاسم شد.و من فکر میکردم همین حسی که تجربه کردم منتهای لذت از یه سکس محسوب میشه.و اون شب رو حداقل بدون گریه خوابیدم.
از فردای اونروز یکی از هیجان آورترین کارهام شده بود رفتن به سایتهای پورن و خوندن داستانهای سکسی.اما همش فکر میکردم دارم چه کار اشتباهی میکنم و چقدر شرم آوره و من چقدر بی حیا شدم.چند دقیقه قبل از اومدن امیر کامپیوتر رو خاموش میکردم که نبینه دارم چی کار می کنم.اما مهم این بود که داشتم یه رابطه عذاب آور رو تقریبا به یه رابطه خوشایند تبدیل میکردم.
اونشبب با هم فیلم دیدیم.یادم نیست چی.ولی احتمالایه فیلم خیلی معمولی هالیوودی مثلا فیس آف .و وای با دیدن اولین فرنچ کیس من داغ میشدم و تمام لباسم خیس.دوست داشتم صحنه های عاشقانه و خیلی معمولی فیلم  تا ابد ادامه پیدا کنه...
و از اونشب فیلم های هالیوودی هم عامل دیگری شده بود برای کمک به من تا حس غریزی و طبیعی بدنم رو بشناسم.

۱ نظر: